امروز هوا طوفانی ست

 

می خواهم ساعت ها بنشینم چشمانم را ببندم وبه صدای سرشار از ازادی اش گوش بسپارم           آزاد   آزاد

 

انگاه در خیال پرواز غوطه ور شوم

 

بگذارم مرا به دور دست ها ببرد           آزاد ورها

 

طنین فریادش دلم را به لرزه افکند  مرا ببرد 

    

ب کران ها ب افق ها تمام هستی را زیر پا نهیم

 

تا شاید بیابم کدام دلخوشی هست ک من همواره حسرت دیدارش را

 می کشم؟