<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title> آناهیتا</title>
<link>https://anahita68.blogfa.com</link>
<description></description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Mon, 08 Aug 2016 09:30:00 +0330</lastBuildDate>
<item>
<title>مرداد 95</title>
<link>https://anahita68.blogfa.com/post/38</link>
<description>روزهای گرم و غم زده ی مرداد ماه را در تنهایی سپری میکنم طلوع و غروب لحظاتی که هر چه بیشتر مرا در عمق خود فرو می برند می ترسم روزی آنقدر پایین بروم تا در سکوت خود در ذهن پر تلاطم خود غرق شوم دیگر نه ببینم نه بشنوم شاید اینگونه اندکی بیاسایم</description>
<pubDate>Mon, 08 Aug 2016 09:30:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>anahita68</dc:creator>
<guid>anahita68.blogfa.com/post/38</guid>
</item>
<item>
<title>روزگار</title>
<link>https://anahita68.blogfa.com/post/37</link>
<description>روزگارم می گذرد نمی دانم کجا خواهم رفت نمی دانم چه خواهد شد نمی دانم هیچ نمی دانم تنها می روم چرایش را هم نمی دانم چه شد به یکباره دلم این گونه غم آلود شد چه شد شادی که زمانی در گوشت و استخوانم ریشه داشت اکنون لایه ای نازک شده که اگر هم گاهی بیاید گویی وصله ی ناجور تنم است نمی چسبد به وجودم نمی دانم چه شد چه شد اینگونه شدم نمی دانم نمی دانم</description>
<pubDate>Tue, 19 Jan 2016 15:39:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>anahita68</dc:creator>
<guid>anahita68.blogfa.com/post/37</guid>
</item>
<item>
<title>زندگی </title>
<link>https://anahita68.blogfa.com/post/36</link>
<description>چقدر باید برای زندگی آرزو کنیم و خیال ببافیم یا شاید نه ، باید قانع بود و به آنچه پیش آمده راضی ............. &quot; آن طور که من می خواهم &quot; گویا دروغی ترین جمله زندگی است که نمی خواهیم باورش کنیم . شاید گاهی بازگشتی برای ساختن دوباره امکان نداشته باشد شاید توانی برای ساخت دوباره نباشد گاهی باید بمانی و بپذیری آنچه را که سرنوشت برایت رقم زده و به قولی به فال نیک بگیری . این گونه می توان با آرامش بیشتری زندگی کرد .</description>
<pubDate>Thu, 19 Nov 2015 05:07:48 +0330</pubDate>
<dc:creator>anahita68</dc:creator>
<guid>anahita68.blogfa.com/post/36</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>https://anahita68.blogfa.com/post/35</link>
<description>گاهی حتی نباید به خودتم اعتماد کنی و چیزی رو براش تعریف نکنی تنهای تنها</description>
<pubDate>Mon, 06 Jul 2015 08:20:33 +0330</pubDate>
<dc:creator>anahita68</dc:creator>
<guid>anahita68.blogfa.com/post/35</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>https://anahita68.blogfa.com/post/34</link>
<description>طرفدارای مرتضی خیلی بیشتر از آدمایی هستن که فردا تو مراسم خاکسپاریش شرکت می کنن چون لابد یه عده زیادی هم مثه من نمی تونن بیان پس آدمای فردا رو دو برابر حساب کنید</description>
<pubDate>Sat, 15 Nov 2014 18:56:03 +0330</pubDate>
<dc:creator>anahita68</dc:creator>
<guid>anahita68.blogfa.com/post/34</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>https://anahita68.blogfa.com/post/33</link>
<description>مرتضی پاشایی دیگه نیست و نمی خونه این خیلی ناراحت کننده هست من هم خیلی ناراحتم خدا به خانوادش صبر بده</description>
<pubDate>Fri, 14 Nov 2014 12:37:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>anahita68</dc:creator>
<guid>anahita68.blogfa.com/post/33</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>https://anahita68.blogfa.com/post/32</link>
<description>خواستم بگم امیدوارم حال مرتضی پاشایی هر چه زودتر خوب شه</description>
<pubDate>Tue, 11 Nov 2014 07:44:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>anahita68</dc:creator>
<guid>anahita68.blogfa.com/post/32</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>https://anahita68.blogfa.com/post/30</link>
<description>تا کی زندگی و زایش و این نگاه ها ؟؟؟</description>
<pubDate>Fri, 31 Oct 2014 21:06:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>anahita68</dc:creator>
<guid>anahita68.blogfa.com/post/30</guid>
</item>
<item>
<title>خودم ، من </title>
<link>https://anahita68.blogfa.com/post/29</link>
<description>این طور ژست های فلسفی به قامتم نمی آید همه چیزم ساده است نه صدایم کش بر می دارد نه خرمن موهایم با هر قدم به این سو و آن سو می رود نه شاعرم و نه نقاش و نه دوربینی دارم که گاهی پیاده به دنبال سوژه قدم بزنم و تظاهر کنم بی توجه به اطرافم حتی صورتم هم از تلالو آرایش نمی درخشد گاهی تصور می کنم دلم آکنده از سخن است اما وقتی با دیگران می نشینم سخن هایم رنگ می بازند و سکوت می کنم همیشه همه چیز را فراموش می کنم .</description>
<pubDate>Sun, 28 Sep 2014 11:21:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>anahita68</dc:creator>
<guid>anahita68.blogfa.com/post/29</guid>
</item>
<item>
<title>دوباره آمدم </title>
<link>https://anahita68.blogfa.com/post/27</link>
<description>سلام به شما دوستان خوبی که در این مدت نگذاشتید بر خانه ام گرد فراموشی بنشیند من آمدم تا مدتی دیگر را با هم بگذرانیم . من بگویم ، تو بگویی و اینچنین ، با هم و در کنار هم روزها بگذرند نه بی تو ! ( تقدیم به همه شما دوستان من که مخاطب خاص هستید )</description>
<pubDate>Sun, 13 Jul 2014 19:49:19 +0330</pubDate>
<dc:creator>anahita68</dc:creator>
<guid>anahita68.blogfa.com/post/27</guid>
</item>
</channel>
</rss>
